اقساط ماهیانه وام جدید مسکن چقدر است؟ حدود ۲۵ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان. حال، این عدد را کنار حداقل حقوق کارگران قرار دهید که در سال ۱۴۰۴ به حدود ۱۵ میلیون تومان رسیده است. نتیجه روشن است: حتی اگر یک کارگر در ماه هیچ هزینهای برای خوراک، اجاره، درمان، آموزش، حملونقل و حتی زندهماندن پرداخت نکند، باز هم ۱۰ میلیون تومان کسری خواهد داشت تا بتواند قسط این وام را بدهد.
به گزارش شبکه اقتصاد، روز گذشته بانک مسکن از تغییراتی در شیوه پرداخت وام خرید مسکن رونمایی کرد که در ظاهر بهعنوان تسهیلی برای خانهدار شدن اقشار مختلف معرفی شد. اما وقتی جزئیات این وام را با واقعیت اقتصادی جامعه تطبیق میدهیم، تناقضی عمیق میان شعار و عمل نمایان میشود. آنچه قرار است “وام خرید مسکن” باشد، عملاً نهتنها باری از دوش متقاضیان برنمیدارد، بلکه در بسیاری موارد به یک شوخی تلخ اقتصادی شبیه است.
سقف وام جدید خرید مسکن به همراه تسهیلات جعاله به عدد ۱ میلیارد و ۲۸۰ میلیون تومان رسیده است. به این وام، نرخ بهره ۲۲.۵ درصد تعلق میگیرد و بازپرداخت آن در ۱۲ سال انجام خواهد شد. اقساط ماهیانه این وام چقدر است؟ حدود ۲۵ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان. حال، این عدد را کنار حداقل حقوق کارگران قرار دهید که در سال ۱۴۰۴ به حدود ۱۵ میلیون تومان رسیده است. نتیجه روشن است: حتی اگر یک کارگر در ماه هیچ هزینهای برای خوراک، اجاره، درمان، آموزش، حملونقل و حتی زندهماندن پرداخت نکند، باز هم ۱۰ میلیون تومان کسری خواهد داشت تا بتواند قسط این وام را بدهد.
در این شرایط، وام جدید بانک مسکن بیش از آنکه گرهی از کار مردم باز کند، تنها به افزایش آمارهای صوری در گزارشهای رسمی کمک میکند. سیاستگذار پولی با حذف دو محدودیت – شرط سن بنا و امکان دریافت وام بهصورت خانوادگی غیراز زوجین – تصور میکند دری به سوی خانهدار شدن باز کرده است، اما واقعیت این است که این درها، تنها به سوی بدهیهای کمرشکن گشوده میشوند.
*جزییات حداقل حقوق کارگران در سالهای 1402 تا 1404
وام جدید چقدر از هزینه خرید خانه را پوشش می دهد؟
اما مسئله به همین جا ختم نمیشود. بر اساس آمارهای رسمی بازار مسکن، قیمت هر متر مربع آپارتمان در تهران به حدود ۱۱۴ میلیون تومان رسیده است. این یعنی برای خرید یک آپارتمان ۵۰ متری، باید حدود ۵ میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان هزینه کرد. سهم وام جدید از این مبلغ چقدر است؟ کمتر از یک چهارم. یعنی حتی اگر کسی موفق به دریافت این وام بشود، باز هم باید چیزی نزدیک به ۴.۵ میلیارد تومان از منابع دیگر تأمین کند. آیا یک کارگر یا حتی یک کارمند معمولی با درآمد ماهانه ۱۵ تا ۲۰ میلیون تومان، چنین امکانی دارد؟ پاسخ روشن است.
تا یک دهه قبل، وامهای مسکن سهم بیشتری در خرید خانه داشتند. مثلاً با ۲۵ میلیون تومان میشد خانهای را خرید که بخش زیادی از آن با وام ۱۸ میلیونی تأمین میشد. اما امروز، با بیش از یک میلیارد تومان وام، حتی نمیتوان به آستانه خرید یک واحد ۵۰ متری در حاشیه تهران نزدیک شد. این یعنی کهنهترین ابزار حمایتی دولت – یعنی وام مسکن – دیگر کارایی خود را از دست داده و حتی با افزایش صوری مبلغ آن نیز، عملاً نقشی در خانهدار شدن مردم ندارد.
گذشته از مبلغ اندک وام نسبت به قیمت خانه، سود این وام نیز سرسامآور است. بررسیها نشان میدهد مجموع سود بازپرداخت این وام طی ۱۲ سال، حدود ۲.۵ میلیارد تومان خواهد بود. یعنی گیرنده وام در مجموع بیش از ۳.۷ میلیارد تومان بازپرداخت خواهد کرد. این عدد، تقریباً معادل خرید یک واحد ۳۵ متری در مناطق ارزان تهران است.
از سوی دیگر، برای دریافت این وام، متقاضی باید اوراقی را خریداری کند که هزینه آن نیز بالغ بر ۲۷۰ میلیون تومان خواهد شد. یعنی قبل از دریافت وام، باید چیزی نزدیک به یکچهارم آن را پرداخت کرد. این هزینهها، وام را از مسیر حمایت به سمت نوعی تجارت بانکی سوق داده که بیشتر از آنکه دغدغه سکونت مردم را داشته باشد، در پی بازگشت سودآور سرمایه برای بانکهاست.
اما آیا راهکار واقعی برای حل مشکل مسکن همین است؟ پاسخ منفی است. تجربه کشورهای موفق در حوزه مسکن نشان میدهد که بدون دخالت جدی دولت در ساخت و عرضه مسکن ارزان، نظام وامدهی هرگز نمیتواند به تنهایی مشکل را حل کند.
وامهای کنونی نهتنها پاسخگوی نیاز مردم نیستند، بلکه بهواسطه سود بالا و اقساط غیرقابلپرداخت، خود به یکی از عوامل تشدید بحران مسکن بدل شدهاند. مردم نه توان پرداخت دارند و نه این وامها پاسخگوی هزینههای واقعی خرید مسکن هستند. در واقع، نظام
ضرورت فاصله گرفتن سیاستگذار از وام گران برای حل بحران مسکن
اگر سیاستگذار اقتصادی واقعاً بهدنبال حل بحران مسکن است، باید از ابزارهایی چون وام گران و سودمحور فاصله گرفته و به سراغ راهحلهای بنیادیتر برود. ساخت مسکن اجتماعی، کنترل سوداگری زمین و ملک، وضع مالیات بر خانههای خالی، حمایت از تعاونیهای مسکن، و ایجاد مشوقهای ساخت برای اقشار متوسط و پایین، از جمله مسیرهایی است که باید جدی گرفته شود.
وام مسکن فعلی نه امید میسازد، نه خانه؛ تنها یادآور این واقعیت تلخ است که برخی تصمیمسازان یا از وضعیت اقتصادی مردم بیخبرند یا ترجیح میدهند خود را بیخبر نشان دهند. در هر دو صورت، نتیجه برای شهروندان یکی است: خانهای که هر روز دورتر میشود.
وام جدید خرید مسکن، با اقساط ماهیانهای بیش از درآمد یک خانوار متوسط، نشان میدهد که سیاستگذاری مسکن در ایران همچنان گرفتار نگاههای سطحی و تبلیغاتی است. تا زمانی که به راهحلهای ساختاری و عادلانه اندیشیده نشود، خانهدار شدن برای بسیاری از مردم تنها یک رؤیای دور باقی خواهد ماند. وامهایی با اقساط ۲۶ میلیون تومانی، بیش از آنکه در خدمت رفاه مردم باشد، به سود بانکها خدمت میکند.