بانک و بیمه 24 فروردین 1404 - 1 سال پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد!
0

نقش‌آفرینی یا تماشاچی‌گری؟ کارکرد بانک مرکزی در بازار پر نوسان ارز چیست؟

آنچه این روزها در بازار ارز رخ داده، نه محصول سیاست‌گذاری هوشمندانه بانک مرکزی، بلکه حاصل تغییر فضای سیاست خارجی کشور و انتظارات روانی جامعه است؛ در این میان نیز بانک مرکزی بیشتر شبیه یک تماشاچی عمل کرده تا بازیگر.

 

به گزارش شبکه اقتصاد، در روزهایی که بازار ارز بیش از هر زمان دیگری دچار نوسان و التهاب شده و نرخ دلار در بازه‌ای کوتاه از کانال ۱۰۰ هزار تومان عبور کرده و سپس به حدود ۸۰ هزار تومان بازگشته، یک سوال اساسی بیش از پیش ذهن افکار عمومی و فعالان اقتصادی را به خود مشغول کرده است: نقش بانک مرکزی در این میان چیست؟

برای نهادی که طبق قانون، مأموریت مستقیم مدیریت بازار ارز و حفظ ارزش پول ملی را برعهده دارد، حضور نامحسوس یا بهتر بگوییم غیبت کامل در صحنه‌ این تحولات قیمتی، نه‌تنها سؤال‌برانگیز که نگران‌کننده است. آنچه این روزها در بازار ارز رخ داده، نه محصول سیاست‌گذاری هوشمندانه بانک مرکزی، بلکه حاصل تغییر فضای سیاست خارجی کشور و انتظارات روانی جامعه است؛ در این میان نیز بانک مرکزی بیشتر شبیه یک تماشاچی عمل کرده تا بازیگر.

اوج‌گیری نرخ دلار؛ غیبت معنادار

نرخ دلار در فروردین ۱۴۰۴ به طرز بی‌سابقه‌ای از مرز 100 هزار تومان عبور کرد و در 19 فروردین ماه به حدود ۱۰۶ هزار تومان رسید. بازار در التهاب کامل بود، صف‌های خرید ارز دوباره طولانی شده بود، قیمت کالاها در مسیر جهش قرار گرفت و همه در انتظار واکنش سیاست‌گذار پولی بودند. اما آنچه دیده نشد، نقش‌آفرینی بانک مرکزی بود.

هیچ بسته ارزی فوری اعلام نشد، هیچ سیاست مشخصی برای کنترل جریان تقاضا ارائه نشد، نه خبری از افزایش عرضه بود و نه حتی اطلاع‌رسانی و شفاف‌سازی درباره برنامه‌های آتی. بانک مرکزی عملاً سکوت اختیار کرد، تا جایی که رسانه‌ها و تحلیل‌گران از آن با عنوان «سکوت عجیب بانک مرکزی در اوج بحران» یاد کردند.

 

تغییر فضا، سقوط قیمت؛ باز هم بدون حضور بانک مرکزی

در فاصله کوتاهی، ۲۴ فروردین، خبری از مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در عمان منتشر شد. انتشار این خبر فضای روانی بازار را تحت تاثیر قرار داد و قیمت دلار به سرعت وارد کانال ۸۱ هزار تومان شد. بازار از التهاب فاصله گرفت، تقاضا کاهش یافت و انتظارات تورمی به طور موقت فروکش کرد.

این بار نیز، نه تنها سیاست جدیدی از سوی بانک مرکزی اعلام نشد، بلکه سکوت قبلی همچنان ادامه یافت. حتی در این شرایط که فرصت مناسبی برای تقویت ارزش پول ملی و اجرای سیاست‌های تثبیت‌کننده وجود داشت، بانک مرکزی ترجیح داد از دور نظاره‌گر باشد. مداخله‌ای صورت نگرفت، نه برای مهار صعود قیمت و نه برای تثبیت نزول.

سیاست خارجی بازیگر اصلی بازار ارز

مرور چند هفته اخیر بازار ارز، یک واقعیت تلخ را عیان می‌کند: بازار ارز ایران نه با سیاست‌گذاری پولی و ارزی، بلکه با اخبار سیاسی و مذاکرات بین‌المللی بالا و پایین می‌شود. گویا نقش بانک مرکزی در تعیین نرخ ارز، نه تصمیم‌گیرنده، که صرفاً «ثبت‌کننده» تغییرات است. هرچه مذاکرات مثبت‌تر، قیمت دلار پایین‌تر؛ هرچه فضای بین‌المللی منفی‌تر، قیمت دلار بالاتر.

از نگاه بسیاری از کارشناسان، این موضوع به خوبی نشان می‌دهد که بانک مرکزی ابزارهای موثر کنترل بازار را یا ندارد، یا به کار نمی‌گیرد. نرخ ارز باید بر پایه عرضه و تقاضا، واقعیت‌های اقتصاد و سیاست‌های پولی مدیریت شود، نه اینکه صرفاً آینه تحولات دیپلماتیک باشد.

 

اگر وظیفه بانک مرکزی این نیست، پس چیست؟

مطابق قانون پولی و بانکی کشور، حفظ ارزش پول ملی و مدیریت بازار ارز جزو وظایف مستقیم و غیرقابل تفویض بانک مرکزی است. این نهاد باید بتواند با استفاده از ابزارهایی چون بازار بین‌بانکی، تزریق ارز، مدیریت انتظارات، عملیات بازار باز و سیاست‌های خبری و روانی، بازار را از شوک‌های غیرمنتظره حفظ کند. اما در عمل، نه در زمان جهش شدید نرخ ارز و نه در هنگام نزول آن، اثری از این ابزارها در سیاست‌گذاری مشاهده نشد.

برخی تحلیل‌گران اقتصادی با نگاهی کنایه‌آمیز به این ماجرا می‌نگرند و می گویند احتمالاً طی روزهای آینده، با کاهش قیمت دلار ناشی از مذاکرات عمان، شاهد خواهیم بود که مدیران بانک مرکزی یکی پس از دیگری در رسانه‌ها ظاهر می‌شوند و این کاهش قیمت را به درایت خود نسبت می‌دهند!

در واقع، بانک مرکزی زمانی که بازار به دلایل غیراقتصادی و روانی آرام می‌شود، تلاش می‌کند آن را به نام خود سند بزند، اما در زمانی که نیاز واقعی به حضور و سیاست‌گذاری فعال دارد، جای خالی‌اش به شدت احساس می‌شود.

وقتی بازار ارز بی‌صاحب می‌ماند!

در کنار غیبت در سیاست‌گذاری، فقدان شفافیت در عملکرد بانک مرکزی نیز به یکی دیگر از معضلات اساسی تبدیل شده است. نه آماری از میزان ارز تزریق‌شده منتشر می‌شود، نه جدول عرضه و تقاضا ارائه می‌گردد

و نه مکانیسم دخالت در بازار به درستی تبیین می‌شود. در چنین شرایطی، طبیعی است که بازار بر پایه شایعه و گمانه‌زنی فعالیت کند و نه بر پایه سیاست‌گذاری و پیش‌بینی‌پذیری.

در مجموع، عملکرد بانک مرکزی در ماه‌های اخیر و به‌ویژه در بحران‌های ارزی فروردین‌ماه، تصویر نگران‌کننده‌ای از بی‌عملی، بی‌برنامگی و بی‌تفاوتی این نهاد نسبت به مأموریت‌های قانونی‌اش ارائه می‌دهد. در بازاری به شدت حساس و اثرگذار همچون بازار ارز، غیبت بانک مرکزی نه فقط یک ضعف، که تهدیدی برای ثبات اقتصادی و معیشت مردم است.

اگر بانک مرکزی ابزار ندارد، باید آن را فراهم کند. اگر سیاست ندارد، باید آن را تدوین کند. و اگر توان دخالت موثر در بازار ندارد، شجاعت اعتراف به آن را داشته باشد.

مردم و فعالان اقتصادی انتظار دارند نهادی که مسئولیت مدیریت بازار ارز و حفاظت از قدرت خرید مردم را بر عهده دارد، در میدان حاضر باشد، نه در حاشیه.

مطالب مرتبط
  • نظراتی که حاوی حرف های رکیک و افترا باشد به هیچ عنوان پذیرفته نمیشوند
  • حتما با کیبورد فارسی اقدام به ارسال دیدگاه کنید فینگلیش به هیچ هنوان پذیرفته نمیشوند
  • ادب و احترام را در برخورد با دیگران رعایت فرمایید.
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *