
به نظر میرسد قیمت سوم بنزین که اکنون 5 هزار تومان به فروش میرسد، قرار است در روزها و یا هفتههای آینده به 10 هزار تومان برسد.افزایش قیمتی که با هدف کاهش مصرف در شرایطی که ایران توان تولید بنزین بیشتر ندارد و واردات نیز متوقف شده، انجام شود.
به گزارش خبرنگار شبکهاقتصاد، بنزین قرار است گران شود. ایران حدود 400 روز است که یا در جنگ بوده و یا شرایط نه جنگ و نه صلح را پشت سر میگذارد.
از آغاز جنگ 12 روزه در خرداد تا جنگ 40 روزه در اسفند و روزهای بعد از آن، اقتصاد ایران و در راس آن صنعت نفت فشار مضاعفی را تجربه کرده است.
پیش از جنگ ایران میتوانست روزانه تا 115 میلیون لیتر بنزین تولید کند اما حمله به تاسیسات نفتی و انبارهای ذخیره بنزین در تهران و کرج، بخشی از تولید فرآوردههای نفتی ایران را کاهش داده است. از سوی دیگر، بنادر ایران تحت تحریم و محاصره دریایی است. این موضوع نیز واردات بنزین را عملا یا مشکل کرده و یا به صفر رسانده است.
نکته بعدی آن است که بخش بزرگی از واردات بنزین از کشورهای حاشیه خلیج فارس انجام میشد، همان کشورهایی که حالا میزبان موشکها و پهبادهای ایرانی هستند. پس این هم مشکلساز است.
به فرض امکان واردات، تامین اعتبار آن هم بار اضافهای بر دوش دولت است. بنابراین تامین 135 میلیون لیتر بنزینی که هر روز ایرانیها میسوزانند این روزها کار سختی است. کار سختی که حکومت را مجبور به تصمیمهای جدید بنزین کرده است.
خبرها نشان میدهد که قرار است قیمت سوم بنزین گران شود. نرخی که قرار نیست جایگزین سهمیههای فعلی شود، بلکه برای بخشی از مصرف که خارج از چارچوب سهمیههای موجود قرار میگیرد، تعریف خواهد شد.
در حال حاضر نظام بنزینی کشور بر پایه سه نرخ شناخته میشود؛ بنزین سهمیهای اول با قیمت 1500 تومان و بنزین سهمیه دوم با قیمت 3 هزار تومان و نرخ سوم که همان بنزین کارت جایگاهها است که اکنون 5 هزار تومان است. قرار است که بنزین 5 هزار تومانی به 10 هزار تومان برسد.
اما تجربه گذشته نشان داده که شوکهای ناگهانی در بازار انرژی میتواند حتی بیشتر از خود افزایش قیمت، باعث نگرانی و واکنش بازار شود. برای بسیاری از مردم، خودرو و سوخت بخشی از هزینه روزمره زندگی است و هر تغییری در این حوزه میتواند مستقیماً احساس شود.
به همین دلیل، نرخ سوم بنزین حالا تبدیل به یک موضوع فراتر از قیمت یک لیتر سوخت شده است؛ موضوعی که به پرسشهای بزرگتری درباره شیوه مدیریت یارانهها، کنترل مصرف، عدالت اقتصادی و رابطه دولت و جامعه گره خورده است.
در نهایت، موفقیت یا شکست این سیاست فقط به عددی که روی جایگاههای سوخت ثبت میشود بستگی ندارد؛ بلکه به این بستگی دارد که مردم چقدر درباره دلیل اجرای آن قانع شوند، منابع حاصل چگونه مدیریت شود و آیا فشار احتمالی آن بر زندگی خانوارها جبران خواهد شد یا نه.
بنزین دوباره به نقطهای رسیده که یک تصمیم اقتصادی، میتواند پیامدهایی فراتر از اقتصاد داشته باشد؛ تصمیمی که حالا همه منتظرند جزئیات آن روشنتر شود.