
در حالی که آمارهای رسمی از رشد چشمگیر صادرات نفت و گاز ایران خبر میدهند، بازار ارز همچنان در تب و تاب است؛ دلار پایین نمیآید، انتظارات تورمی مهار نمیشود و هر روز شوک تازهای به اقتصاد وارد میشود. راز این تناقض بزرگ در یک پرسش نهفته است: پول نفت کجاست؟
تهران (شبکهاقتصاد)_ در ماههایی که آمارها از رشد صادرات نفت و گاز خبر میدادند، بازار ارز باید آرام میشد؛ اما نشد.
دلار پایین نیامد، انتظارات تورمی مهار نشد، و بازار هر روز با یک شوک تازه روبهرو شد. سؤال بزرگ همینجاست: پول نفت کجاست؟ چرا به بازار نمیرسد؟
بازار ارز به »عدد صادرات«واکنش نشان نمیدهد؛ به ارزِ قابلدسترسی واکنش نشان میدهد. ارزی که روی کاغذ فروخته میشود اما با تأخیر، با هزینه بالا یا با عدم قطعیت به کشور برمیگردد، نمیتواند بازار را آرام کند. همین فاصله است که رابطهی طبیعی »فروش بیشتر = ثبات بیشتر« را از هم پاشیده است.
در دل این اختلال، یک نام بیش از همه دیده میشود: تراستیها. شبکههایی که در سالهای تحریم برای دور زدن محدودیتها ساخته شدند، اما امروز خودشان به یک ریسک ساختاری تبدیل شدهاند. فروش نفت از مسیرهای غیرشفاف، یعنی از دست رفتن کنترل زمان تسویه، یعنی کاهش قدرت بانک مرکزی، یعنی بازاری که با کوچکترین شایعه میلرزد.
این فقط ناکارآمدی نیست؛ رانت است. تراستیها به حلقهای محدود تبدیل شدهاند که از ابهام سود میبرند؛ از کارمزدهای چندلایه، از دسترسیهای خاص، از نبود نظارت. هرچه مسیر بازگشت ارز تاریکتر باشد، سود واسطهها بیشتر و سهم اقتصاد ملی کمتر میشود. این رانت پنهان، خودش را در گزارشها نشان نمیدهد؛ در قیمت دلار و فشار تورمی بر مردم نشان میدهد.
برای سیاستگذار، این یعنی یک چیز: تضعیف کانال سیاست پولی. بانک مرکزی زمانی میتواند بازار را مدیریت کند که بداند ارز کی و چقدر وارد میشود. وقتی این اشراف وجود ندارد، ابزارهای مداخله بیاثر میشوند و بازار به شایعهها بیشواکنش نشان میدهد.
و نکتهی مهمتر این است: این وضعیت فقط نتیجهی تحریم نیست. نتیجهی یک انتخاب سیاستی هم هست. انتخاب ادامهی فروش نفت بدون ساخت نهادهای مالی شفاف، بدون قراردادهای قابل رصد، بدون مسیرهای رسمی بازگشت ارز. این همان چیزی است که کارشناسان آن را »صادرات نمایشی« مینامند؛ فروشی که انجام میشود، اما ارزآوریاش واقعی نیست.
امروز سؤال اصلی اقتصاد ایران این نیست که چقدر نفت میفروشیم؛ این است که چرا پولش به اقتصاد نمیرسد؟ و چه کسی مسئول اصلاح این مسیر است؟
تا زمانی که سازوکار بازگشت ارز اصلاح نشود، هر رکورد صادراتی میتواند بهجای ثبات، یک شوک ارزی تازه تولید کند. این یک هشدار کارشناسی نیست؛ یک مطالبه فوری ملی است. ادامهی وضع موجود یعنی بازتولید بیثباتی—در سالهایی که فروش نفت در اوج است.