بازار سرمایه ایران پس از تعطیلی ۱۲ روزه ناشی از جنگ اخیر با افتی سنگین بازگشایی شد و شاخص کل در مجموع در مدت سه روز بیش از ۱۹۱ هزار واحد سقوط کرد. این ریزش شدید بیش از آنکه ناشی از عوامل بنیادی باشد، ریشه در هیجانات روانی، نیاز به نقدینگی و نبود حمایت مؤثر در ساعات اولیه داشت؛ کارشناسان تأکید دارند افت اخیر موقتی است و با ورود منابع حمایتی، بازار میتواند به سرعت به مسیر تعادلی بازگردد.
به گزارش شبکه اقتصاد، بازار سرمایه ایران که به دنبال آغاز جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی علیه کشورمان، در تصمیمی منطقی از سوی شورای عالی بورس و سازمان بورس تعطیل شده بود، از هفتم تیرماه فعالیت خود را از سر گرفت. اما برخلاف انتظار خوشبینانه بسیاری از سهامداران، بازار در سه روز کاری متوالی با افتی بیسابقه همراه شد و شاخص کل بیش از ۱۹۱ هزار واحد کاهش یافت. ارزش بازار از حدود ۹.۴ هزار همت در ۲۱ خرداد، به ۸.۸ هزار همت در پایان روز نهم تیر رسید که معادل افتی در حدود ۶۰۰ هزار میلیارد تومان است.
با این حال، نگاهی واقعبینانه به تحولات اخیر نشان میدهد که ریزش فعلی نهتنها پدیدهای غیرمنتظره یا صرفاً ناشی از ضعف مدیریتی نیست، بلکه در هر بازار مالی در دنیا پس از یک بحران منطقهای یا درگیری نظامی قابل پیشبینی است.
برای درک بهتر، کافی است تجربه بازارهای جهانی پس از بحرانهایی مانند حمله تروریستی ۱۱ سپتامبر یا جنگ اوکراین را مرور کنیم. واکنش اولیه بورسها به چنین شوکهایی همواره با هیجان، ترس، و فروشهای گسترده همراه بوده است.
آیا این ریزش طبیعی است؟
بهگفته کارشناسان بازار سرمایه، افت شاخص کل بورس تهران پس از بازگشایی را میتوان به دو عامل اصلی نسبت داد: رفتار هیجانی بخشی از سرمایهگذاران خرد و نیاز واقعی بخشی از جامعه به نقدینگی. در واقع، در شرایط نااطمینانی سیاسی و امنیتی، بخشی از فعالان بازار بهصورت طبیعی ترجیح میدهند داراییهای مالی خود را به نقد تبدیل کنند. این دسته، تحت تأثیر نگرانی از تداوم جنگ یا پیامدهای اقتصادی آن، دست به فروش گسترده زدند.
از سوی دیگر، بخش قابلتوجهی از ریزش را میتوان ناشی از نیاز فوری به نقدینگی دانست؛ بسیاری از خانوارها و فعالان اقتصادی در شرایط رکود و تورم کنونی، ناچار به فروش داراییهای خود در بازار سهام شدند، حتی اگر این فروش با زیان سنگین همراه باشد. این رفتار، بیش از آنکه غیرمنطقی یا احساسی تلقی شود، بیانگر واقعیتهای اقتصادی و فشار معیشتی موجود است.
در همه بازارهای سرمایه دنیا، وقوع جنگ یا بحرانهای شدید سیاسی ـ نظامی، واکنشهای مشابهی را بهدنبال دارد. بنابراین افت شدید شاخص کل در بورس تهران نیز در این چارچوب قابل درک است و نباید با دیدی صرفاً انتقادی به آن نگریست. از سوی دیگر، بازار سرمایه ماهیتی پوینده دارد و نوسانات آن نه تنها اجتنابناپذیر، بلکه بخشی جداییناپذیر از سازوکار قیمتگذاری و ریسکپذیری است.
اقدامات حمایتی؛ گامهایی که باید سریعتر برداشته میشدند
اگرچه در روزهای ابتدایی بازگشایی بازار، برخی انتقادها از عدم آمادگی نهادهای سیاستگذار اقتصادی مطرح شد، اما نمیتوان از اقدامات حمایتی صورتگرفته نیز چشم پوشید. طبق اعلام مقامات، تاکنون ۵.۵ هزار میلیارد تومان از طریق صندوق تثبیت بازار سرمایه به بورس تزریق شده است؛ هرچند این میزان هنوز با فاصله زیادی نسبت به صفوف فروش سنگین (بیش از ۳۰ هزار میلیارد تومان) روبهرو است.
وزیر امور اقتصادی و دارایی نیز روز گذشته با اعلام تشکیل کمیتههای اقتصادی برای تدوین بستههای حمایتی، از برنامه دولت برای مداخله هدفمند و مشروط خبر داد. بر اساس گفتههای وی، این بستهها نهتنها مبتنی بر بودجه کل کشور، بلکه در هماهنگی با سیاستهای پولی بانک مرکزی طراحی شدهاند و بهزودی نهایی خواهند شد.
نقش بانک مرکزی؛ انتظار مداخله هوشمندانه
با توجه به تجربه گذشته، کارشناسان بر این باورند که نقش بانک مرکزی در مدیریت روانی و نقدینگی بازار، حیاتی است. همانطور که در شهریور ۱۳۹۹، با تزریق منابع از سوی صندوق توسعه ملی (حدود ۵۱۰ میلیون دلار)، بازار توانست بخشی از ریزشها را جبران کند، اکنون نیز انتظار میرود بانک مرکزی با تخصیص خط اعتباری یا تزریق مستقیم منابع به صندوق تثبیت، زمینه بازگشت آرامش به بازار را فراهم کند.
برخی نمایندگان مجلس از جمله محمدرضا پورابراهیمی نیز با تأکید بر قابلیت مدیریت بازار سرمایه، خواستار دخالت جدیتر بانک مرکزی شدهاند. به گفته وی، در حالیکه یک بانک خاص بیش از ۳۶۰ هزار میلیارد تومان از بانک مرکزی اضافهبرداشت داشته، حمایت از بورس با رقمی بسیار پایینتر امکانپذیر است.
ضررت اصلاح رفتار حقوقیها
یکی از موضوعات انتقادی مطرحشده در این روزها، رفتار غیرمسئولانه برخی حقوقیهای بازار است. گزارشهای میدانی حاکی از آن است که برخی حقوقیها نهتنها در صفوف فروش وارد نمیشوند، بلکه با خرید محدود در حد حجم مبنا، عملاً باعث تداوم روند نزولی قیمتها شدهاند. این پدیده که با عنوان «بزخری» شناخته میشود، فشار مضاعفی را بر دوش سهامداران خرد وارد کرده و اعتماد عمومی به بازار را کاهش داده است.
در مقابل، تنها یک شرکت بزرگ که در جریان جنگ اخیر آسیب مستقیم دیده بود، اقدام به جمعآوری صف فروش و حمایت از سهم خود کرد. این رفتار مسئولانه باید الگویی برای دیگر شرکتهای بورسی باشد.
راهکارهای پیشنهادی برای ثبات بازار
در شرایط فعلی، بازگشت ثبات و اعتماد به بازار سرمایه مستلزم مجموعهای از اقدامات هماهنگ از سوی نهادهای اقتصادی، بانک مرکزی، شرکتهای سرمایهگذاری و حتی رسانههاست. مهمترین این اقدامات عبارتاند از:
۱. تزریق سریع و مؤثر نقدینگی: با افزایش منابع صندوق تثبیت بازار و اختصاص یک خط اعتباری ۳۰ تا ۵۰ هزار میلیارد تومانی از سوی بانک مرکزی، میتوان بخش بزرگی از صفوف فروش را جمعآوری کرد.
۲. الزام شرکتهای بزرگ به حمایت از سهام خود: با استفاده از ظرفیت مجامع عمومی و نظارت سازمان بورس، باید شرکتهای بزرگ ملزم به خرید سهم و حمایت از قیمتهای واقعی شوند.
3.پرهیز از مداخلات دستوری: هرچند حمایت از بازار لازم است، اما باید از رویکردهای دستوری یا موقتی اجتناب کرد تا بازار به حمایت اعتیاد پیدا نکند.
افت بازار سرمایه در روزهای اخیر، هرچند سنگین و نگرانکننده بوده، اما نه نشانهای از فروپاشی بازار است و نه دلیل کافی برای ناامیدی. همانطور که در دورههای قبلی تجربه شده، بازار پس از عبور از شوک اولیه، به تعادل بازمیگردد. حضور پررنگ دولت و بانک مرکزی در کنار رفتار هوشمندانه نهادهای مالی، میتواند این بازگشت را تسریع کند.
اکنون بیش از هر زمان دیگر، نیاز به سیاستهای منسجم، اقدام سریع و اطمینانبخش و تعامل فعال با سهامداران احساس میشود. حفظ آرامش روانی سرمایهگذاران، مهمترین سرمایهای است که باید برای تداوم رشد و توسعه بازار سرمایه کشور از آن محافظت کرد.